تبليغاتX
او هر لحظه می آید ... - ناشناخته ترین ها ...
الــــــهــــــی تــســلــیــمــم و مــســافــر حــقــم
 

با خود می اندیشیدم ...

صدایی گفت : به چه می اندیشی؟ ...

گفتم : به چیزی که همه چیز هست و هیچ چیز نیست ...!

از خود پرسیدم: راستی به چه می اندیشم ؟

ناگهان سکوتی ژرف ذهنم را فرا گرفت ...

او ناشناختنی است، او فرای اندیشه و تفکر است و هنگامی که از او سخن میگویی و یا به او می اندیشی در واقع به تصورات ذهنی خود اجازه ی خودنمایی داده ای زیرا ذهن قادر به درک آن یگانه هستی ندارد ... پس در هنگام خاموشی ذهن میباشد که معانی الهی بر تو شروع به باریدن خواهد کرد ...

رایا

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا |