![]() |
![]() |
|
| الــــــهــــــی تــســلــیــمــم و مــســافــر حــقــم |
|
در اين صورت بايد يك منشی خصوصی داشته باشيم، تا به محض شروع عصبانيت، به ما بگويد: آقا توجه كن، خشم دارد میآيد! و از آنجائی كه ما از زمان شروع عصبانیت بیخبر هستيم، بايد سه منشی داشته باشيم كه در سه نوبت به ما خدمت كنند! حالا باز فرض میكنيم كه از نظر مالی مشكلى نداشته باشيم . در اين صورت هم ، باز به محض شروع عصبانيت، منشی خواهد گفت: اوه آقا، نگاه كنيد عصبانيت شروع شده! اولين واكنش ما آنست كه كشيدهای به صورتش زده وبه او بد و بيراه بگوئيم "احمق فكر میكنی برای آن پول میگيری كه اينها را به من ياد بدهی؟" در چنين حالتی، آنچنان تحت تاثير خشم قرار داريم كه هر نصيحتی بیفايده است. حالا حتی اگر فرضاً عقل بر ما حاكم شود و منشی خود را سيلی نزنيم، و در عوض از او تشكر كنيم، نوبت نشستن و نگاه كردن به خشم میرسد! امّا آيا چنين چيزی ممكن است؟ به محض آنكه چشممان را ببنديم ، به خشم توجه كنيم و به آن نگاه كنيم، موضوع و موردِ ايجادِ خشم به ذهنمان میرسد. شخص یا موردی كه سبب عصبانيت ما شده، به ذهنمان میآيد. در اين صورت ديگر به خشم نگاه نمیكنيم بلكه فقط عوامل خارجی را كه موجب احساس خشم شدهاند میبينيم. كه اين عوامل باز هم سبب افزايش خشم ما ميگردند، اين هم راه حل صحيحی نيست. مشاهده هيجانات منفی كه به صورت انتزاعی و مجرّد هستند، بدون دخالت دادن عوامل ايجاد كننده آنها، بسيار مشكل است. با وجود اين، آن كس كه به حقيقت نهايی رسيد، راه حل واقعی را نيز بدست آورد. وی كشف كرد كه هرگاه نوعی آلودگی و ناپاكی در ذهن ايجاد شود، همزمان با آن دو نوع تغيير جسمانی نيز روی میدهد. اولين تغيير آن است كه نفس ريتم طبيعی خود را از دست میدهد. يعنی با ايجادِ عوامل منفی در ذهن، نفس تند و خشن میشود كه مشاهده چنين تغييری آسان است. در سطوحی ظريف تر، نوعی عكسالعمل بيوشيمياِيی نيز صورت میگيرد و حسهايی در بدن بوجود میآيند. هر نوع آلودگی ذهنی، سبب ايجادِ نوعی حس درونی، در قسمتهای مختلف بدن میگردد. اين راه حل عملی است. برای يک فرد عادی مشاهده آلودگیهای ذهنی مانند ترس، خشم يا شهوت غيرممکن است، امّا با آموزش و تمرين صحيح، مشاهده تنفس و حسهای جسمانی برای شخص آسان میشود و اين تغييرات دوگانه، با آلودگیهای ذهنی ارتباط مستقيم دارند. تنفس و حسهای جسمانی، به دو صورت مفيد واقع میشوند. اوّل آنكه به صورت منشی خصوصی عمل میكنند، يعنی به مجرّد آنكه آلودگی ذهنی ايجاد شود، نفس حالت طبيعی خود را از دست میدهد. فريادش بلند میشود كه: نگاه كن اشكالی پيش آمده! در اين حال ديگر نمیتوانيم او را سيلی بزنيم، بايد اخطار او را بپذيريم. حسهای جسمانی دیگر نيز به همين ترتيب ما را آگاه میكنند. آنوقت با اين آگاهی، به مشاهده تنفس و حسهای جسمانی میپردازيم و متوجه میشويم كه با اين عمل، آلودگیهای ذهنی به سرعت از ميان میروند. اين پديده جسمی - ذهنی مانند سكهای دو رويه است. در يك روی سكه، افكار و هيجاناتی كه در ذهن ايجاد میشوند، قرار دارند و در آن سوی ديگر سکه، تنفس و حسهای جسمانی قرار گرفتهاند. هر نوع فكر یا هيجان و هر نوع آلودگی ذهنی، همزمان، در تنفس و حسهای جسمانی ما اثر میگذارند. به اين ترتيب با مشاهده تنفس و حسهای جسمانی، در واقع به مشاهده آلودگیهای ذهنی میپردازيم و به جای فرار از حقيقت، با واقعيت به همان شكل موجود روبرو میشويم. آنگاه میبينيم كه اين ناپاكیها قدرت خود را از دست میدهند و ديگر نمیتوانند مانند گذشته بر ما غلبه كنند و اگر در اين كار مداومت نشان بدهيم، ناپاكیها بکلی محو میشوند و ما به صلح و شادمانی دست مییابيم ... ادامه دارد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام آن ناشناخته ترین ... به نام او ...
|
|
RSS
|