![]() |
![]() |
|
| الــــــهــــــی تــســلــیــمــم و مــســافــر حــقــم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
و پیش خود فـکـر کردند چگونه اشخاص بزرگی (مانند بلال حبشی و ...) با گفتن لا اله الا الله رستگار شدند؟ ... رایا گفت: تنها به این علت که با گفتن این جمله، خود و منیت را انکار کردند پس جزئی از حقیقت لایتناهی شدند ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
او بود، سپس ما آمدیم، و چه آمدنی بود ... در کالبدمان از خود دمید تا بخوانیم "خود" (خدا) را ... افسوس که ما خود حقیقی را فراموش کردیم و خواندیم "من" (منیت و خودخواهی) را ... پس ما به تبعید فرستاده شدیم تا "من" را فراموش کنیم و "خود" را به یاد آوریم ... پس بکوشیم که "خود" حقیقی را به یاد آوریم ... رایا |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
با خود می اندیشیدم ... صدایی گفت : به چه می اندیشی؟ ... گفتم : به چیزی که همه چیز هست و هیچ چیز نیست ...! از خود پرسیدم: راستی به چه می اندیشم ؟ ناگهان سکوتی ژرف ذهنم را فرا گرفت ... او ناشناختنی است، او فرای اندیشه و تفکر است و هنگامی که از او سخن میگویی و یا به او می اندیشی در واقع به تصورات ذهنی خود اجازه ی خودنمایی داده ای زیرا ذهن قادر به درک آن یگانه هستی ندارد ... پس در هنگام خاموشی ذهن میباشد که معانی الهی بر تو شروع به باریدن خواهد کرد ... رایا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
زندگی همانند اقیانوس است، کسی زندگی را درک خواهد کرد که در این اقیانوس غوطه ور شود و با کنجکاوی در آن به غواصی بپردازد و این غواصی مستلزم شهامت و آگاه بودن از اصول شنا میباشد، زیرا اگر شنا نداند حتی با وجود شهامت پریدن در اقیانوس، او غرق خواهد شد و اگر شنا بداند و شهامت نداشته باشد مانند این است که در استخری کوچک شنا کرده و تنها قسمت محدودی از زندگی را دیده است ... رایا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط رایا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام آن ناشناخته ترین ... به نام او ...
|
|
RSS
|