تبليغاتX
او هر لحظه می آید ...
الــــــهــــــی تــســلــیــمــم و مــســافــر حــقــم

ای استاد حق، ای که سوء تفاهم شده ای به ناحق ...
ای مرد خدا، ای که نیستی لحظه ای از او جدا ...
به سوی من آ، و یادآورم باش که: "به خود آ ... "
از تو می گویم و از تو می خونم ...
 در لحظات سکوت درون را می جویم ...
و عطر حضورت را در هر جا می بویم ...
تو را ندیده ام، اما تو را از درون می شناسم ...
منیت را از خودم می زدایم و خانه وجودم را از ناپاکی می تکانم ...
باشد که از حضور تو پر شوم ... که رهایی ام در این باشد ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 
بسم الله الرحمن الرحیم
یا حی و یا قیوم ، یا حی و یا قیوم ، یا حی و یا قیوم 

الهی ای که با منی ،تسلیم و خدمتگزارم و روز و شب تو را می خوانم.

الهی با آنکه تو را نمی شناسم اما به تو عشق می ورزم و با تمام وجودم دوستت دارم ...

زیرا تو خدای دوست داشتنی منی ، تو خوبترینی تو آن یگانه معشوقی ،

و من با همه زندگی ام تو را می پرستم و عاشق تو هستم.

 الهی تو همه زندگی منی ، تو یگانه معبود منی ، تو همه عشق منی

تسلیم تو هستم و تو را می پرستم ...الهی من صدای تو را نمی شنوم ،

 اما گوشهایم نام تو را در هر صدایی می جویند

و دهانم در روز و شب نام تو را می خوا ند.الهی ای شاه من ، سرور من ، مولای من ، این منم گدای تو 

 این منم محتاج تو ،این منم سرباز وفا دار تو ، الهی تسلیم و خدمتگزار توام ، مرا به حضورت بپذیر ...

ای پروردگار بخشنده و آسمانیم دوستت دارم.نیازهایم را بر من ببخش ، و بزرگترین نیاز من حضور توست.

گناهانم را ببخش و مرا تطهیر کن که بزرگترین گناه من فراموشی توست.آه الهی آه دل مرا بشنو و بسوی من آ

به من بازگرد زیرا چه بسیار مشتاق بازگشت توام ، به من بازگرد فدایت شوم ، جان مرا از حضورت لبریز کن

بگذار دلبستگی ها و خواسته هایم را در تو بسوزانم و قربانی کنم ،

 بگذار خود را در تو قربانی کنم ، سرورم فدایت شوم ،

بگذار هر لحظه در تو بمیرم و هر بار از حضور تو زنده شوم ،

 عشق خود را بر من بریز و تنهایی مرا با حضور خود پر کن

بگذار در تو نفس بکشم ای نفس های من ، الهی الهی الهی ، ای که با منی و من بی توام

ای یارمن که تو را از یاد برده ام ، ای معشوقی که تو را گم کرده ام ، بگذار تو را بیابم ، ای عزیزترینم ،

ای خوبترینم ، ای محبوب من ، بگذار حضورت را تجربه کنم و در عشقت بمیرم ...

این زندگی جاودانه من است ... آمین یا رب العالمین.
  ا.م.ر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

دوباره مي‏آيد
دوباره آمده. درهاي وجودتان را باز كنيد. كسي بر در خانه‏ شما مي‏كوبد. نگذاريد پشت در بماند. مباد برود. كه اگر برود، خدا برود.
در بگشاييد و پذيرايش شويد. ديوارها را فرو ريزيد و در آغوشش بگيريد. فرياد برآوريد و بخوانيدش زيرا چه شب‏ها و روزها شما را به سوي خود خوانده و خود را ناخوانده انگاشته‏ايد.
او شما را فرياد مي‏زند. شما نيز به رسم باوفايان فريادش بزنيد. چنان فرياد بزنيدش كه روح، زندان تن را وداع گويد و به ملكوت الهي قدم بگذارد...
او مي‏گويد، چون شما نگوييد. او مي‏آيد تا شما بياييد. او مي‏گريد تا شاد و مسرور شويد. او «دوباره مي‏آيد» تا شما بازگرديد...
او نگران شماست. بيمار و در انتظار شماست. براي شما اي عزيزان، سخت بي‏تاب و مشتاق است. دست او را بگيريد و در عشق بميريد...
او را. او را. او را. بنگريدش. و لحظه‏اي رهايش نكنيد.
چشمانتان را بگشاييد و ببينيد. او «دوباره مي‏آيد»

  ا.م.ر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

به نام آن یگانه ایزد فرزانه این غذا را تبرک می بخشیم ...
باشد که این غذا نور و برکتی باشد در وجودمان ...
باشد که این غذا نیرویی شود در راه آشکاری او ...
باشد که نور آگاهی مان تا گستره ی هستی پیش رود ...
باشد که از تمام منیت ها و ناپاکی های ذهن پاک و مبرا گردیم ...
باشد که همه در آرامش و صلح باشند ...
باشد که همه شاد باشند ...
آمین یا رب العالمین ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 
صدایی تو را صدا می زند ... معبودی عابد را عبادت می کند ...
معشوقی عاشق را عشق می ورزد ... خدایی خودت را خبر می دهد ...
معلمی شاگرد را می آموزد ... عالمی علم را تعلیم می دهد ...
منادی ما را ندا می دهد ... و این جریان ادامه دارد ...
جریان بیدار کننده ی الهی پیش می رود و باز می آید و می آید ...
ما در مجاورش هستیم و از درونمان مدام می گذرد، اما حجاب ها بسیارند و
تعادلی برقرار نیست، بطور مداوم در حال خوانده شدن هستیم اما هیچ نمی خوانیم ...
و ناگاه جرعه ای می نوشیم و سرمست می شویم و این نقطه ی آغاز است...
بسوی تعادل پیش می رویم و مدام صدا را نزدیکتر می یابیم، و هنگامی که تعادل برقرار
شد در ازای هر ندا یک ندا وجود دارد ... و آن زمان است که ما رها شده ایم ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 
هدایت از کسانی بخواهید که هدایت شدگانند ...
از کسانی بیاموزید که آموخته شدگانند ...
راه کسانی را روید که ره پیمودگانند ...
تعادل از کسانی بیاموزید که متعادلانند ...
شادی را در کسانی بنگرید که شادمانند ...
ساز خود را به کسانی بسپارید که نوازندگانند ...
شراب کسانی را بنوشید که نوشیده شدگانند ...
عشق از کسانی طلب کنید که عاشقانند ...
حکایت کسانی را بشنوید که حکیمانند ...
تسلیم کسانی شوید که تسلیم شدگانند ...
و راه را از کسانی پرسید که بیخودانند* ...

*: کسانی که منیت و نفس ندارند و از خود موهومی رها شده اند.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

چيزهاي ساده خيلي براي ذهن ما جذابيت ندارند . اگر تكنيكهاي مديتيشن خيلي ساده باشند ممكن است به نظر مسخره بيايند . ممكن است ذهنتان به شما بگويد : « اين شيوه هاي ساده نمي توانند به شما كمكي بكنند . اين شيوه ها بسيار ساده هستند و براي رسيدن به مقامات معنوي چگونه چنين تكنيكهاي ساده اي مي توانند به شما ياري برسانند ؟

 يك نكته را هميشه در نظر داشته باشيد – نفس هميشه علاقمند به موارد سخت و پيچيده است زيرا تنها در اين موارد است كه درگيري و چالش وجود دارد و نفس اجازه ي عرض اندام پيدا مي كند و در صورتي كه بتوانيد بر اين پيچيدگي چيره شويد ، احساس غرور و رضايت مي كند . نفس هرگز علاقه اي به موارد ساده و معمولي ندارد . اگر دوست داريد براي نفس خود چالش به وجود آوريد ، آن را مشغول چيزي پيچيده كنيد . هر چه كاري كه مي كنيد مشكلتر و پيچيده تر باشد ، نفس شما احساس آسايش بيشتري خواهد كرد .

به دليل سادگي ، اين تكنيكها هيچ گونه جذابيتي براي ذهنتان ندارند . اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه هر آنچه براي نفس شما خوشايند باشد كمكي به پيشرفت معنوي تان نخواهد كرد .


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

«رستگاري و خوشبختي حقيقي تنها در وصل به وجود متعال و لايتناهي حق است و وصل به خداوند تنها با شناختن او ممكن است، خداشناسي و درك اسرار الهي ممكن نيست مگر از طريق خودشناسي و خودشناسي حقيقي بوقوع نمي‏پيوندد، مگر با تسليم شدن فرد در برابر فرامين الهي.

قدرتمندترين و عاقلترين انسانها، كساني هستند كه در برابر خواسته‏هاي نفس شيطاني - خودخواهي - سركش و طغيانگر هستند و در برابر خواسته‏هاي الهي، مطيع و تسليم...

با تسليم شدن در برابر اراده الهي خود را در وجود خداوند، محو و نابود كرده و تولدي دوباره مي‏يابيد و زندگي كردن در وجود بيكران هستي‏بخش را آغاز مي‏نماييد...» ا.م.ر


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

«قضاوت ميان دو نفر عموماً قضاوتي ميان افراد مختلف است زيرا در هيچ اتفاقي تنها دو نفر دخيل نيستند... وقايع علل بسيار دارند لكن فكر بشر غالباً به سطحي ترين دلايل توجه دارد از اينرو قضاوت عادلانه تنها كار خداوند است و بس.

«اگر ضروريست كه نظر دهي اما ضروري نيست كه محكوم كني، پس محكوم نكن. حداكثر به تاييد نكردن بسنده كن». ا.م.ر


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

«اينكه چه مي‏خواهي كافي نيست. كي و كجا و در چه شرايطي خواستن بر سرنوشت خواستن تو اثري تعيين‏كننده دارد. اگر زمان با چيزي موافق باشد اتفاق مي‏افتد... وقايع هماهنگ، اتفاق نظر جهان‏ها را با خود دارند و اگر اين هماهنگي كائناتي در ميان نباشد، كار تو با خطر و خرابي همراه است حتي اگر بظاهر موفق شوي... وقايع خوب نتيجه برخورد موزون شعور چيزها هستند... به جهان بي‏احترامي نكن و به نظراتش احترام بگذار تا قصدهاي تو را محترم بشمارد». ا.م.ر


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

نوشته هایم شروعی بودند برای آغازم ...

آغازی در راه، راهی ناشناخته همراه با اوهام و توهم ...

هر لحظه اش را نمی دانم و هر دقیقه اش را نمی شناسم، بسیار غریبه اند این زمان ها ...

ترسی وجود دارد از گربه ی پشت بوته زار که بسان شیری خودنمایی می کند ...

نشانه ها بسیارند و آگاهی رو به گسترش، اما هر لحظه ذهن سرکش منتظر حمله است و شرایط گوناگون تو را به مبارزه می طلبند ...

نفس و منیت هزاران چهره و نقاب دارد و هر نقابی را که می اندازی نقابی زیباتر و ظریف تر و البته خطرناک تر را می یابی و از این زنجیر رها شدن بسیار سخت است و آسان ...

می گویم توهم! چرا که هر نقابی که انداخته شود با توهمی در درون مواجه میشوی بدین مضمون که نزدیکتر شده ای، اما بسیار بوده اند که حرکتی دایره وار داشته اند و ناآگاه ...

و این روند تا رهایی ادامه دارد ...


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

«نيروي جنسي، نيروي زندگيست. نيرويي مادر كه قابل تبديل به ديگر نيروهاي حياتي و مورد نياز انسان است. هدر دادن آن هدر دادن زندگي است و بكار بردن درست آن، بدست آوردن زندگي است... رابطة جنسي هماهنگ، سازنده، تعالي بخش و ضروري است؛ و به همين ترتيب، ارتباط جنسي ناهماهنگ، ويرانگر و تخريب كننده و ضد حيات است. غالباً آنچه در مضرات رابطة جنسي گفته شده، مربوط به ارتباط جنسي ناهماهنگ است. وقتي رابطة (جنسي) ميان دو نفر كه با يكديگر هماهنگي ندارند اتفاق مي افتد اين مثل آنست كه دو درخت غير پيوندي را به يكديگر پيوند بزنيد. نه تنها پيوند اين دو رخ نمي دهد بلكه ممكن است دو درخت خشك شوند و زندگي خود را به تدريج از دست دهند. و يا شايد، اين پيوند خود را در تغييرات ناهنجار و سرطاني متجلي سازد؛ درخت را به بيماري كشندة ظاهري يا دروني مبتلا كند و ميوه و وجود آن را فاسد و تخريب كند». ا.م.ر


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا | 

«جسم تو مانند فرزند ذهن تو است. مي تواني آن را هر طور كه مي خواهي بار بياوري، يا اينكه رهايش كني و بگذاري مثل گياه خودرو و علف هرز رشد كند. اين بچه را مي تواني مقاوم، انعطاف پذير و نرم، قوي و مستحكم و هوشمند و فعال بار بياوري و يا اينكه بچه اي ضعيف و بد اخلاق و شكننده تربيت كني.

«وقتي در زميني، مرده ها را دفن مي كنند به آنجا قبرستان مي گويند. پس وقتي كه بدن خود را با غذاهاي مرده، غذاهايي كه خالي از نور و حيات اند، انباشته مي كنيد، بدن خود را به قبرستان تبديل كرده ايد. درون قبرستان انباري از ميكروب ها و آلودگي ها و مواد متعفن است. قبرستان جاي مردگان است و نه زندگان. زندگان عموماَ در جايي هستند كه لااقل به اندازه كافي آب هست. پس به اندازة كافي آب بخوريد تا جسمتان زنده بماند. با آب كافي مي توانيد يك قبرستان را به گلستان تبديل كنيد و مي توانيد همة تعفن ها و آلودگي هاي آن را بشوييد و به آن زندگي دوباره بدهيد». ا.م.ر


+ نوشته شده در  ساعت   توسط رایا |